S ilence
زندگی شاید همین باشد
از پس خستگى هآى بى پايان خويش مرگ از آن سوي تنهايي با چشماني سياه و غبار آلود به روي ديروز هاي بي برگشت لبخند مي زند نمي داند كه براي با او همگام شدن نيازي به اين هم كنار و كرشمه نيست ! كافي است انتهاي راه رفته ام را نگاهي بيندازد من مدت هاست كه مرده ام !!! .... همين ...
عبور خواهم كرد نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت
2:5 توسط سکوت| |
| Design By : Night Skin |



