S ilence
زندگی شاید همین باشد
*** *** اونکه یه وقتی ، تنها کسم بود خیال میکردم ، پیشم میمونه با اینکه رفته ، اما هنوزم دلم میخواد تا ، دووم بیارم *** *** خيال کردم تو هم درد آشنايی به دل گفتم تو هم همرنگ مايی خيال کردم تو هم در وادی عشق اسير حسرت و رنج وبلايی ندونستم تو بی مهر و وفایی نفهمیدم گرفتار هوايی ندونستم پس دیدار شیرین نهفته چهره ی تلخ جدایی تو که گفتی دلت عاشقترينه دلت عاشقترين قلب زمينه همیشه مهربونه با دل من برای این قلب تنهام همنشینه چرا پس دل به تیر بی وفایی شده قربانی بی خون بهایی نفهمیدی امید نا امیدی رها کردی دلم رفتی کجایی ز بس آزار دادی روز و شب دل دل دیووانه ام آخر شد عاقل دل غافل شد عاقل دست بردار ز امید خیالی خام و باطل *** *** نه می بینم ، نه می شنوم، و نه حتی می خواهم ، باید نشست ... منتظر بود ، و گاهی شانه ایی بالا انداخت ... چه می شد اگر گاهی , فقط گاهی زندگی به راه ما می رفت ؟! *** *** خیلی دلم گرفته از ، خیــــــــــــلی ها ... ! 
تنها پناه ، دل بی کسم بود
تنهام گذاشت رفت ، رفت از کنارم
از درد دوریش ، من بیقرارم
ترانه عشق ، واسم میخونه
خیال می کردم ، یه همزبونه
نمیدونستم ، نامهربونـــــــــه
از داغ عشقش ، دارم میسوزم
فکر و خیالش ، همش باهامه
هرجا که میرم ، جلو چشامه
رو درد دوریش ، مرحم بزارم
اما نمیشه ، راهی ندارم
نمیتونم من ، طاقت بیارم



| Design By : Night Skin |


